عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

434

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

مصطفى ( ص ) ميان مهاجر و انصار برادرى داد ، و يكديگر را ميگفتند : دمى دمك و مالى مالك ، و ذمّتي ، ذمّتك ، تنصرنى و انصرك ، ترثنى و ارثك . اين عقد ميان ايشان برفتى ، و از يكديگر به اين عقد ميراث بردندى . پس اين حكم منسوخ گشت بهجرت ، و ناسخ اين بود : ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا . پس هر كه مهاجر بودى ميراث بردى ، و اگر چه خويشاوند نبودى ، و هر كه مهاجر نبود او را ميراث نبود اگر چه خويشاوند نزديك بود . پس اين حكم نيز منسوخ گشت به اين آيت كه : وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ . پس بيان و شرح اين آيت را رب العالمين يُوصِيكُمُ اللَّهُ فرو فرستاد . بعضى مفسران گفتند : اين آيت على الخصوص در شأن سعد بن الربيع فرو آمد كه روز احد كشته شد . زن وى آمد بر مصطفى ( ص ) ، و گفت : يا رسول اللَّه من زن سعد بن الربيع ام ، كه روز احد در معركه با تو بود و شهيد گشت ؛ و اينك دو دختر به من بگذاشت . اگر ايشان را مال نباشد كس ايشان را بزنى نخواهد ، و من درمانم ، و آن مال پدر ايشان چندان كه بود برادر وى كه عمّ اين دختر كان است بر گرفت . رسول خدا گفت آن زن را : كه انتظار كن و گوش دار كه اللَّه تعالى در كار شما آيت فرستد و حكم كند . آن زن رفت و ديگر بار باز آمد و ميگريست . تا درين بودند . جبرئيل آمد و آيت آورد : يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ . . . رسول خدا آن عمّ ايشان را بر خواند و گفت : از آن مال كه بر گرفتى دو سيك دختران سعد راست ، و هشت يك زن وى را ، و باقى كه بماند ترا ؛ و اول ميراث كه در اسلام قسمت كردند اين بود . آن گه رسول خدا ( ص ) گفت : انّ اللَّه تعالى لم يرض بملك مقرّب و لا نبىّ مرسل حتّى تؤتى قسمة التّركات ، و اعطى كلّ ذى حقّ حقّه ، الا لا وصيّة لوارث . يُوصِيكُمُ اللَّهُ - وصيت كه از جهت اللَّه آيد فرض محكم بود . ميگويد :